تبليغاتX
در این وب لاگ فقط بخندید
خوش آمدید
بخوان و عبرت بگیر! 

داستانهای آموزنده

پس از هر داستان یک نتیجه گیری اخلاقی میشود

این داستان:آهو خانم و آقا الاغه!

آهو خانم خیلی خوشگل بود یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت:آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

آهو گفت:یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش

پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد

شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق نزد حاکم جنگل رفتند

حاکم پرسید:علت طلاق؟

آهو گفت : توافق اخلاقی نداریم این خیلی خره!

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: شوخی سرش نمیشه تا براش عشوه میام جفتک میندازه

حاکم پرسید :دیگه چی

آهو گفت:آبروم پیش همه رفته همه میگن شوهرم حماله

حاکم پرسید :دیگه چی

آهو گفت:مشکل مسکن دارم خونم عین طویله است

حاکم پرسید دیگه چی

آهو گفت:اعصابم رو خورد کرده هر چی ازش میپرسم مثل خر بهم نگاه میکنه

حاکم پرسید :دیگه چی

آهو گفت:تا بهش یه چیزی میکنم صداش بلند میکن و عر عر میکنه

حاکم پرسید :دیگه چی

آهو گفت : از من خوش نمیآیدو همش میگه لاغر مردنی تو مثل مانکن ها می مونی

حاکم رو به الاغ کرد و گفت:آیا همسرت راست میگوید؟

الاغ گفت : آره

حاکم گقت : چرا این کار ها رو میکنی؟

الاغ گفت : واسه اینکه من خرم

حاکم فکری کرد و گفت:خب خره دیگه چی کارش میشه کرد؟

                                        نتیجه گیری اخلاقی:در انتخاب همسر دقت کنید!!!

|+| نوشته شده توسط عطا در شنبه 1384/10/10 | موضوع:
بالا